Partizip II
خراشیده شده، ساییده شده
معانی و تعاریف geschrammt:
- ایجاد خراش یا ساییدگی سطحی بر روی یک جسم یا سطح سخت در اثر تماس با یک جسم تیز یا زبر؛ این اصطلاح اغلب برای توصیف آسیبهای جزئی به وسایل نقلیه، مبلمان یا سطوح دیگر به کار میرود.
جملات نمونه برای geschrammt:
Beim Einparken hat er versehentlich die Stoßstange des Autos geschrammt.
هنگام پارک کردن، او به طور تصادفی سپر ماشین را خراشید.
Die Kanten des antiken Tisches waren vom jahrelangen Gebrauch leicht geschrammt.
لبههای میز عتیقه از استفاده طولانیمدت کمی خراشیده شده بودند.