Partizip II
فریاد کشیده شده، جیغ زده شده
جملات نمونه برای geschrien:
Und schau: er hätt den ganzen Häring zusammengegessen, wann der Simmerl nicht so wüst ''geschrien'' hätt.
و ببین: او تمام شاهماهی را خورده بود، اگر سیمرل اینقدر وحشیانه فریاد نزده بود.