Deklinierte Form
فریاد زده شده
معانی و تعاریف geschrienen:
- بیانگر حالتی که در گذشته فریاد یا صدای بلندی از کسی شنیده شده است، اغلب با بار معنایی شدید عاطفی یا اضطراری.
جملات نمونه برای geschrienen:
Das Kind, das den ganzen Nachmittag geschrien hatte, schlief endlich erschöpft ein.
کودکی که تمام بعدازظهر فریاد زده بود، سرانجام خسته به خواب رفت.
Die Warnung wurde so laut geschrien, dass sie selbst in der Ferne noch zu hören war.
هشدار آنقدر بلند فریاد زده شد که حتی از دور نیز شنیده میشد.