geschwächt
تضعیف شده، ضعیف شده
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که قدرت، انرژی یا تواناییاش کاهش یافته است.
- Nach der langen Krankheit fühlte er sich sehr geschwächt.او پس از بیماری طولانی احساس ضعف زیادی میکرد.
- Die Wirtschaft des Landes ist durch die Krise geschwächt.اقتصاد کشور به دلیل بحران تضعیف شده است.
- Der alte Mann war durch den Verlust seines Sohnes tief geschwächt.پیرمرد به خاطر از دست دادن پسرش عمیقاً تضعیف شده بود.