geschwängert
باردار شده، آبستن
Bedeutungen
1
در مورد حیوانات ماده، باردار بودن و در انتظار تولد نوزاد بودن.
- Die Schafherde war größtenteils geschwängert.گله گوسفندان عمدتاً آبستن بودند.
- Man hoffte, dass die Zuchtstute geschwängert werden würde.امیدوار بودند که مادیان باردار شود.
- Eine geschwängerte Katze sollte nicht mehr reisen.یک گربه باردار نباید دیگر سفر کند.
2
به طور مجازی، پر شده یا آغشته به چیزی (مانند بو یا احساس).
- Die Luft war vom Duft der Blumen geschwängert.هوا آغشته به عطر گلها بود.
- Der Raum war mit dem Geruch von altem Rauch geschwängert.اتاق پر از بوی دود کهنه بود.
- Seine Rede war von Sarkasmus geschwängert.سخنرانی او آمیخته با کنایه بود.