gesellschaftsfähig
قابل قبول در جامعه، مناسب جمع
Bedeutungen
1
دارای رفتار، ظاهر یا ویژگیهایی که در جامعه پذیرفته شده و مناسب تعاملات اجتماعی است.
- Er ist ein höflicher und gesellschaftsfähiger junger Mann.او مرد جوانی مؤدب و مناسب جمع است.
- Nach der Krankheit musste sie erst wieder gesellschaftsfähig werden.پس از بیماری، او ابتدا باید دوباره مناسب جامعه میشد.
- Die Kleidung sollte für den Anlass gesellschaftsfähig sein.لباس باید برای این مناسبت قابل قبول در جامعه باشد.