gesetzmäßig

Aussprache: /ɡəˈzɛtsˌmɛːsɪç/
Worttrennung: ge·setz·mä·ßig
صفت

قانونی، مطابق قانون، طبیعی

Bedeutungen

1

مطابق با قوانین و مقررات؛ قانونی و مشروع.

  • Alle Transaktionen müssen gesetzmäßig erfolgen.تمام تراکنش‌ها باید به صورت قانونی انجام شوند.
  • Die Firma hält sich strikt an die gesetzmäßigen Vorschriften.شرکت به شدت از مقررات قانونی پیروی می‌کند.
  • Es ist wichtig, dass die Wahlen gesetzmäßig durchgeführt werden.مهم است که انتخابات به صورت قانونی برگزار شوند.
2

مطابق با قوانین طبیعت؛ طبیعی و قابل پیش‌بینی بر اساس اصول علمی.

  • Die Entwicklung der Pflanze folgt einem gesetzmäßigen Wachstumsprozess.رشد گیاه از یک فرآیند رشد طبیعی پیروی می‌کند.
  • Die physikalischen Gesetze sind gesetzmäßig und universell.قوانین فیزیک طبیعی و جهانی هستند.
  • Das Auftreten von Krankheiten kann gesetzmäßigen Mustern folgen.وقوع بیماری‌ها می‌تواند از الگوهای طبیعی پیروی کند.