seuchen

Aussprache: /ˈzɔɪ̯çn̩/
Wortzerlegung: seu·chen
فعل

دچار بیماری بودن، بیمار بودن، رنج بردن (از بیماری)

Beispiele

  • Der Leib ''seuchet'' und stirbet.بدن بیمار است و می‌میرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را به یک بیماری واگیردار (مانند طاعون یا وبا) مبتلا کردن یا آلوده کردن. (کاربرد کمتر به عنوان فعل مستقیم).

  • Die Krankheit seuchte das ganze Dorf.این بیماری تمام روستا را آلوده کرد.
  • Historische Texte beschreiben, wie die Pest ganze Regionen seuchte.متون تاریخی توصیف می‌کنند که چگونه طاعون مناطق وسیعی را آلوده می‌کرد.