Partizip II
زیاد نوشیده، مست کرده (شکل اسم مفعول فعل saufen)
معانی و تعاریف gesoffen:
- اشاره به مصرف افراطی و ناپسند مشروبات الکلی، اغلب با بار معنایی تحقیرآمیز یا توصیفی از وضعیت وخیم.
جملات نمونه برای gesoffen:
Nach dem Verlust seines Vermögens hat er nur noch gesoffen.
پس از از دست دادن ثروتش، او تنها به افراط در نوشیدن روی آورد.
Die Zeugen berichteten, dass der Angeklagte die ganze Nacht durchgesoffen hatte.
شاهدان گزارش دادند که متهم تمام شب را به افراط در نوشیدن گذرانده بود.