صفت
مسدود، بستهشده، توقیفشده
جملات نمونه برای gesperrt:
Wegen eines schweren LKW-Auffahrunfalls ist die Autobahn ''gesperrt.''
به دلیل یک تصادف شدید زنجیرهای کامیون، بزرگراه مسدود است.
Mein Konto ist ''gesperrt,'' weil ich kein Geld mehr habe.
حساب من مسدود است، زیرا دیگر پولی ندارم.
Das Benutzerkonto ist mit einem Passwort ''gesperrt.''
حساب کاربری با یک رمز عبور مسدود شده است.