Deklinierte Form
پر شده (با چیزهای کوچک)، آمیخته
معانی و تعاریف gespickten:
- محتوایی (مانند متن، سخنرانی، یا اثر هنری) که با جزئیات، ارجاعات، یا عناصر خاصی به طور فراوان و گاهی بیش از حد آمیخته شده است.
جملات نمونه برای gespickten:
Sein Vortrag war mit zahlreichen Fachbegriffen gespickt, was ihn für Laien schwer verständlich machte.
سخنرانی او مملو از اصطلاحات تخصصی بود که درک آن را برای افراد عادی دشوار میکرد.
Der Roman ist mit historischen Anspielungen gespickt, die ein tiefes Verständnis des Zeitgeistes erfordern.
این رمان با اشارات تاریخی آمیخته شده است که نیازمند درک عمیقی از روح زمانه است.