stäbeln

Aussprache: /ˈʃtɛːbl̩n/
Worttrennung: stä·beln
فعل

راه رفتن با عصا، قیم زدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با استفاده از چوب دستی یا عصا راه رفتن یا تکیه کردن، معمولاً به دلیل کهولت سن یا مشکل حرکتی.

  • Der alte Mann stäbelt vorsichtig die Straße entlang.پیرمرد با احتیاط در امتداد خیابان با عصا راه می‌رود.
  • Nach der Operation musste er eine Zeit lang stäbeln.پس از عمل جراحی، او مجبور بود مدتی با عصا راه برود.
2 Akkusativ (selten)

به صورت مجازی، چیزی را با چوب دستی یا قیم محکم کردن یا حمایت کردن (کاربرد نادر).

  • Die jungen Bäume müssen gestäbelt werden.درختان جوان باید قیم زده شوند.
  • Er stäbelt die Pflanze mit einem Stock.او گیاه را با یک چوب قیم زد.