zugestehen
پذیرفتن، حق دادن، اعطا کردن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) + Akkusativ / dass-Satz
حقیقت داشتن چیزی یا درست بودن نظر کسی را پذیرفتن؛ اذعان کردن.
- Ich muss dir zugestehen, dass du Recht hast.باید بپذیرم که حق با توست.
- Er gesteht ihr zu, dass sie gute Arbeit geleistet hat.او به او اذعان میکند که کار خوبی انجام داده است.
2
jemandem (Dativ) + Akkusativ
حق، امتیاز، یا مهلتی را به کسی به طور رسمی اعطا کردن؛ اجازه دادن؛ دادن.
- Der König musste dem Volk mehr Rechte zugestehen.پادشاه مجبور شد حقوق بیشتری به مردم اعطا کند.
- Man hat ihm eine Frist zugestanden.به او مهلتی داده شد.