stäupen
شلاق زدن، تنبیه کردن با شلاق
Beispiele
- Der Missetäter wurde öffentlich mit der Rute ''gestäupt.مجرم علناً با شلاق تنبیه شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden stäupen)
(تاریخی، منسوخ) کسی را با شلاق یا تازیانه مجازات کردن.
- Im Mittelalter wurden Verbrecher oft öffentlich gestäupt.در قرون وسطی، مجرمان اغلب در ملاء عام شلاق زده میشدند.
- Der Richter befahl, den Dieb zu stäupen.قاضی دستور داد دزد را تازیانه بزنند.