stöbern
جستجو کردن (در میان وسایل)، گشتن، (در مورد برف) کولاک کردن
Beispiele
- Wonach ''stöberst'' du in meinen Sachen?دنبال چه چیزی در وسایل من میگردی؟
- Es ''stöbert'' schon den ganzen Wintertag.تمام روز زمستانی برف میبارد (کولاک است).
- Staub und Laub ''stöbert'' im Park.گرد و غبار و برگها در پارک میچرخند.
- Nach der Ernte wird die Scheune gründlich ''gestöbert.پس از برداشت محصول، انبار به طور کامل جستجو (پاکسازی) میشود.
Bedeutungen
1
in + Dativ
در چیزی گشتن، زیر و رو کردن برای پیدا کردن چیزی.
- Sie stöberte stundenlang in alten Büchern auf dem Flohmarkt.او ساعتها در کتابهای قدیمی در بازار دستدوم فروشی گشت.
- Er stöberte in seinen Erinnerungen, um den Namen zu finden.او در خاطراتش جستجو کرد تا نام را پیدا کند.
2
intransitiv
(در مورد حیوانات) در بوتهزارها جستجو کردن، شکار کردن.
- Der Hund stöberte im Gebüsch nach Wild.سگ در بوتهزارها به دنبال شکار میگشت.
- Wildschweine stöbern gerne im Wald nach Nahrung.گرازها دوست دارند در جنگل به دنبال غذا بگردند.