stöbern

Aussprache: /ˈʃtøːbɐn/
Wortzerlegung: stö·bern
فعل

جستجو کردن (در میان وسایل)، گشتن، (در مورد برف) کولاک کردن

Beispiele

  • Wonach ''stöberst'' du in meinen Sachen?دنبال چه چیزی در وسایل من می‌گردی؟
  • Es ''stöbert'' schon den ganzen Wintertag.تمام روز زمستانی برف می‌بارد (کولاک است).
  • Staub und Laub ''stöbert'' im Park.گرد و غبار و برگ‌ها در پارک می‌چرخند.
  • Nach der Ernte wird die Scheune gründlich ''gestöbert.پس از برداشت محصول، انبار به طور کامل جستجو (پاکسازی) می‌شود.

Bedeutungen

1 in + Dativ

در چیزی گشتن، زیر و رو کردن برای پیدا کردن چیزی.

  • Sie stöberte stundenlang in alten Büchern auf dem Flohmarkt.او ساعت‌ها در کتاب‌های قدیمی در بازار دست‌دوم فروشی گشت.
  • Er stöberte in seinen Erinnerungen, um den Namen zu finden.او در خاطراتش جستجو کرد تا نام را پیدا کند.
2 intransitiv

(در مورد حیوانات) در بوته‌زارها جستجو کردن، شکار کردن.

  • Der Hund stöberte im Gebüsch nach Wild.سگ در بوته‌زارها به دنبال شکار می‌گشت.
  • Wildschweine stöbern gerne im Wald nach Nahrung.گرازها دوست دارند در جنگل به دنبال غذا بگردند.