stöhnen

Aussprache: /ˈʃtøːnən/
Worttrennung: stöh·nen
فعل

ناله کردن، آه و ناله کشیدن (از درد، خستگی یا لذت)

Beispiele

  • Die Patientin ''stöhnte'' vor lauter Schmerzen.بیمار از شدت درد ناله می‌کرد.
  • Er ''stöhnt'' vor Lust.او از روی لذت ناله می‌کند.
  • Er hat schon bald wegen der vielen Arbeit ''gestöhnt.او خیلی زود به خاطر کارهای زیاد ناله سر داد (شاکی شد).
  • Die Eltern ''stöhnten'' wegen der schlechten Zeugnisse ihrer Kinder.پدر و مادرها به خاطر کارنامه‌های بد فرزندانشان شاکی بودند و آه می‌کشیدند.

Bedeutungen

1 بدون حرف اضافه

به دلیل درد، ناراحتی یا خستگی ناله کردن یا آه کشیدن

  • Der Patient stöhnte vor Schmerzen.بیمار از درد ناله می‌کرد.
  • Sie stöhnte leise im Schlaf.او آرام در خواب آه می‌کشید.
2 über + Akkusativ

از چیزی شکایت کردن یا ناله کردن (به دلیل نارضایتی)

  • Die Mitarbeiter stöhnen über die hohe Arbeitsbelastung.کارمندان از حجم بالای کار شکایت می‌کنند.
  • Er stöhnt immer über das schlechte Wetter.او همیشه از آب و هوای بد ناله می‌کند.