gestehen
اعتراف کردن، اقرار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / dass-Satz
به جرم، خطاکاری یا اشتباهی اعتراف کردن (حقوقی یا عمومی)
- Der Verdächtige hat die Tat gestanden.مظنون به جرم اعتراف کرد.
- Ich muss gestehen, dass ich einen Fehler gemacht habe.باید اعتراف کنم که اشتباهی مرتکب شدهام.
2
jemandem (Dativ) + Akkusativ
احساسات، راز یا حقیقتی را بیان و اعتراف کردن
- Sie gestand ihm ihre Liebe.او عشقش را به او اعتراف کرد.
- Er gestand seiner Frau das Geheimnis.او راز را به همسرش اعتراف کرد.