gestikulieren

Aussprache: /ɡɛstikuˈliːrən/
Wortzerlegung: ges·ti·ku·lie·ren
فعل

با دست اشاره کردن، حرکات نمایشی با دست انجام دادن

Beispiele

  • Der Schulsanitäter hat wild mit seinen Armen ''gestikuliert,'' als er während des Unterrichts in das Erste-Hilfe-Zimmer gerufen wurde.امدادگر مدرسه با دست‌هایش به شدت "اشاره می‌کرد" زمانی که در طول کلاس به اتاق کمک‌های اولیه فراخوانده شد.

Bedeutungen

1 بدون مفعول یا mit + Dativ

با حرکات دست و بدن صحبت کردن یا چیزی را نشان دادن

  • Er gestikulierte wild, um seine Worte zu unterstreichen.او به شدت با دست و بدن اشاره می‌کرد تا حرف‌هایش را تأکید کند.
  • Die Lehrerin gestikulierte mit den Händen, um die Kinder zu beruhigen.معلم با دست‌هایش اشاره می‌کرد تا بچه‌ها را آرام کند.