Deklinierte Form
کوک شده، تنظیم شده، خوشحال
معانی و تعاریف gestimmten:
- صفت مفعولی از فعل 'stimmen' به معنای کوک شده یا تنظیم شده (ساز موسیقی، صدا).
- دارای خلق و خو، حالت روحی یا نگرش خاص (اغلب در ترکیب با قیدها یا حروف اضافه).
جملات نمونه برای gestimmten:
Das Klavier war perfekt gestimmt und klang wunderbar.
پیانو کاملاً کوک شده بود و صدای فوقالعادهای داشت.
Die Saiten der Gitarre mussten noch einmal gestimmt werden.
سیمهای گیتار باید دوباره کوک میشدند.
Er war gut gestimmt und freute sich auf den bevorstehenden Urlaub.
او خلق و خوی خوبی داشت و مشتاقانه منتظر تعطیلات پیش رو بود.