streicheln
نوازش کردن
Beispiele
- Anna ''streichelt'' glücklich ihren Hamster.آنا با خوشحالی همستر خود را نوازش میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به آرامی با دست روی چیزی یا کسی کشیدن، نوازش کردن.
- Sie streichelte sanft die Katze.او به آرامی گربه را نوازش کرد.
- Er streichelte ihr Haar, um sie zu beruhigen.او موهایش را نوازش کرد تا او را آرام کند.