gesundschreiben

Aussprache: /ɡəˈzʊntˌʃraɪ̯bn̩/
Worttrennung: ge·sund·schrei·ben
فعل

گواهی سلامت دادن، پایان مرخصی استعلاجی را اعلام کردن

Bedeutungen

1 jemanden (Akkusativ) gesundschreiben

پزشک بیمار را پس از طی دوره بیماری، بهبودیافته تشخیص دادن و گواهی سلامت و بازگشت به کار صادر کردن

  • Nach zwei Wochen Grippe hat mich der Arzt wieder gesundgeschrieben.پس از دو هفته آنفولانزا، پزشک دوباره برای من گواهی سلامت صادر کرد (پایان استعلاجی‌ام را اعلام کرد).
  • Sie fühlte sich wieder fit und ließ sich vom Arzt gesundschreiben.او دوباره احساس سلامت کرد و از پزشک گواهی سلامت/بازگشت به کار گرفت.