täfeln
دیوارکوبی کردن (با چوب یا سنگ)
Beispiele
- Die Hälfte der Wände ist getüncht, die andere mit Zedernholz ''getäfelt.نیمی از دیوارها گچکاری شده و نیمی دیگر با چوب سدر دیوارکوبی شده است.
- Sie sitzt in der ''getäfelten'' Fensternische und schaut auf den Garten.او در طاقچه پنجره دیوارکوبی شده نشسته و به باغ نگاه میکند.
- In einem der eingebauten Schränke seines Zimmers, das er hatte mit Holz ''täfeln'' lassen, wurden drei Anzüge gefunden.در یکی از کمد دیواریهای اتاقش که با چوب دیوارکوبی کرده بود، سه دست کت و شلوار پیدا شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
دیوارها یا سقف را با پانلهای چوبی پوشاندن
- Das Esszimmer wurde mit dunklem Holz getäfelt.اتاق غذاخوری با چوب تیره پانلبندی شد.
- Man beschloss, die Wände des Flurs zu täfeln.تصمیم گرفته شد که دیوارهای راهرو را دیوارکوب چوبی بزنند.