tätscheln
نوازش کردن (با ضربات آرام و سبک دست)، دست کشیدن (به نشانه محبت)
Beispiele
- Er ''tätschelte'' ihre Hand.او دستش را نوازش کرد.
- Sie setzte das Tablett ab und ''tätschelte'' Idas Schulter.او سینی را پایین گذاشت و شانه آیدا را نوازش کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
نوازش کردن، دست کشیدن (به آرامی، معمولاً روی سر یا شانه)
- Er tätschelte dem Hund den Kopf.او سر سگ را نوازش کرد.
- Sie tätschelte ihr Kind beruhigend auf die Schulter.او با آرامش شانه فرزندش را نوازش کرد.