tölpeln

Aussprache: /ˈtœlpl̩n/
Worttrennung: töl·peln
فعل

دست و پا چلفتی رفتار کردن، لِق زدن، با ناشی‌گری راه رفتن

Beispiele

  • Die Kinder brauchen dennoch nicht auf ihn zu verzichten, weil er ständig als Witzfigur durchs Werbefernsehen ''tölpelt.بچه‌ها با این حال نیازی به چشم‌پوشی از او ندارند، چون او دائماً در تلویزیون تبلیغاتی به عنوان یک دلقک دست و پا چلفتی رفتار می‌کند.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

دست و پا چلفتی رفتار کردن، ناشیانه و بی‌دقت عمل کردن

  • Er tölpelte durch den Raum und stieß dabei fast die Vase um.او دست و پا چلفتی در اتاق حرکت می‌کرد و تقریباً گلدان را انداخت.
  • Hör auf, so herumzutölpeln, sonst geht noch etwas kaputt!بس کن اینقدر دست و پا چلفتی رفتار کردن، وگرنه چیزی می‌شکند!