tören
مسخره کردن، فریب دادن، گول زدن
Beispiele
- Lass dich nicht ''tören''!خودت را گول نزن!
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را آزار دادن، مزاحم شدن یا مختل کردن (معمولاً در زبان قدیمیتر یا ادبی).
- Er wollte niemanden tören und schlich leise davon.او نمیخواست مزاحم کسی شود و بیصدا دور شد.
- Die laute Musik törte seine Konzentration.موسیقی بلند تمرکز او را مختل کرد.