tören

Aussprache: /ˈtøːrən/
Wortzerlegung: tö·ren
فعل

مسخره کردن، فریب دادن، گول زدن

Beispiele

  • Lass dich nicht ''tören''!خودت را گول نزن!

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را آزار دادن، مزاحم شدن یا مختل کردن (معمولاً در زبان قدیمی‌تر یا ادبی).

  • Er wollte niemanden tören und schlich leise davon.او نمی‌خواست مزاحم کسی شود و بی‌صدا دور شد.
  • Die laute Musik törte seine Konzentration.موسیقی بلند تمرکز او را مختل کرد.