tüfteln

Aussprache: /ˈtʏftl̩n/
Wortzerlegung: tüf·teln
فعل

با صبر و حوصله روی حل یک مسئله کار کردن، اغلب از طریق آزمون و خطا؛ کلنجار رفتن، ور رفتن، سر و کله زدن

Beispiele

  • Eine andere Arbeitsgruppe ''tüftelte'' bereits am Regelwerk für das LiveRollenspiel.گروه تحقیقاتی دیگری در حال حاضر روی قوانین بازی نقش‌آفرینی زنده کلنجار می‌رفتند.

Bedeutungen

1 an + Dativ / (intransitiv)

با دقت و تمرکز زیاد روی چیزی کار کردن، اغلب برای حل یک مشکل فنی یا ساختن چیزی جدید.

  • Er tüftelt seit Stunden an seinem neuen Projekt.او ساعت‌هاست که روی پروژه جدیدش کار می‌کند.
  • Sie tüftelt gerne an kleinen Erfindungen.او دوست دارد روی اختراعات کوچک کار کند.