tünchen

Aussprache: /ˈtʏnçn̩/
Wortzerlegung: tün·chen
فعل

سفیدکاری کردن، رنگ زدن (با رنگ آهک یا سفید)

Beispiele

  • Er ''tünchte'' die Fassade seines Hauses.او نمای خانه‌اش را سفیدکاری کرد.
  • Wir haben uns entschlossen, die Wände in unserer Wohnung nun doch nur zu ''tünchen'' anstatt sie rosa zu streichen.ما تصمیم گرفتیم که دیوارهای آپارتمانمان را فقط سفیدکاری کنیم به جای اینکه آن‌ها را صورتی رنگ کنیم.
  • Nachdem in diesem Raum ein Mord geschehen war, ''wurden'' alle Wände nach der Entfernung der Blutspritzer sorgfältig ''getüncht.پس از وقوع قتلی در این اتاق، تمام دیوارها پس از پاک کردن لکه‌های خون با دقت سفیدکاری شدند.
  • Der Hauseigentümer ''wird'' auf dieser Etage noch die Decken ''tünchen'' und dann wird Ihr neues Domizil bezugsfertig sein.صاحبخانه در این طبقه هنوز سقف‌ها را سفیدکاری خواهد کرد و سپس محل سکونت جدید شما آماده تحویل خواهد بود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

دیوارها را با رنگ آهک یا رنگ سفید ساده رنگ کردن، سفیدکاری کردن

  • Er tünchte die Wände des alten Hauses weiß.او دیوارهای خانه قدیمی را سفیدکاری کرد.
  • Die Fassade wurde neu getüncht.نمای ساختمان دوباره رنگ شد.