getappt
لمس شده، دست زده شده
Bedeutungen
1
in etwas (Akkusativ) tappen
به معنای گرفتار شدن یا دستگیر شدن در یک موقعیت ناخواسته، تله، یا دام، اغلب به دلیل عدم احتیاط یا فریب خوردن.
- Er ist in die Falle getappt, die die Detektive für ihn gestellt hatten.او در تلهای که کارآگاهان برایش کار گذاشته بودند، گرفتار شد.
- Viele Anleger sind in das Schneeballsystem getappt und haben ihr gesamtes Vermögen verloren.بسیاری از سرمایهگذاران در طرح هرمی گرفتار شدند و تمام دارایی خود را از دست دادند.