getasteten

Aussprache: /ɡəˈtastətən/
Wortzerlegung: ge·tas·te·ten
Deklinierte Form

لمس شده، حس شده (صفت یا قید مشتق شده از فعل tasten)

Bedeutungen

1 Akkusativ (با اشاره به شیء)

لمس کردن یا دست زدن به چیزی با دقت و احتیاط، اغلب برای شناسایی یا بررسی آن.

  • Im Dunkeln tastete er vorsichtig die Wand ab, um den Lichtschalter zu finden.در تاریکی، او با احتیاط دیوار را لمس کرد تا کلید برق را پیدا کند.
  • Die blinde Frau tastete die Oberfläche des Stoffes, um seine Beschaffenheit zu erkennen.زن نابینا سطح پارچه را لمس کرد تا بافت آن را تشخیص دهد.
2 Akkusativ (با اشاره به فضا یا شیء)

جستجو کردن یا کاوش کردن با لمس، به ویژه در فضاهای تنگ یا برای یافتن اشیاء پنهان.

  • Er tastete in seiner Tasche nach dem verlorenen Schlüssel.او در جیبش به دنبال کلید گمشده گشت.
  • Die Rettungskräfte tasteten den Trümmerhaufen ab, um Überlebende zu finden.نیروهای امدادی توده آوار را جستجو کردند تا بازماندگان را بیابند.