getränkt

Aussprache: /ɡəˈtʁɛŋkt/
Worttrennung: ge·tränkt
صفت

آغشته، خیسانده، اشباع شده

Bedeutungen

1

کاملاً در مایعی فرو رفته یا آغشته شده، به طوری که مایع را جذب کرده است.

  • Der Schwamm war mit Wasser getränkt.اسفنج از آب خیس شده بود.
  • Die Erde war nach dem Regen tief getränkt.زمین پس از باران عمیقاً خیس شده بود.
  • Das Brot wurde in Milch getränkt und dann gebacken.نان در شیر خیسانده شد و سپس پخته شد.
2

کاملاً تحت تأثیر یا آغشته به چیزی (معمولاً غیرمادی) مانند بو، احساس یا ایدئولوژی.

  • Der Raum war von einem süßen Parfüm getränkt.اتاق آغشته به عطری شیرین بود.
  • Seine Rede war von Pathos getränkt.سخنرانی او سرشار از احساسات بود.
  • Das Buch ist von Melancholie getränkt.این کتاب آغشته به اندوه است.