tragen
حمل کردن، پوشیدن، تحمل کردن، نقش داشتن در، در سر داشتن
Bedeutungen
1
etwas/jemanden (Akkusativ)
چیزی یا کسی را از جایی به جای دیگر منتقل کردن، با دست، روی دوش یا بدن جابهجا کردن
- Er trägt eine schwere Tasche.او یک کیف سنگین حمل میکند.
- Kannst du mir bitte helfen, diese Kiste zu tragen?میتوانی لطفاً به من کمک کنی این جعبه را حمل کنم؟
2
etwas (Akkusativ)
لباس، کفش، عینک یا زیورآلاتی را بر تن داشتن/استفاده کردن
- Sie trägt ein rotes Kleid.او یک لباس قرمز پوشیده است.
- Er trägt immer eine Brille.او همیشه عینک میزند.
3
etwas (Akkusativ)
مسئولیت، هزینه، بار روحی یا عواقب کاری را بر عهده گرفتن و تحمل کردن
- Er musste die Konsequenzen seiner Fehler tragen.او مجبور بود عواقب اشتباهاتش را تحمل کند.
- Die Versicherung trägt die Kosten für den Schaden.بیمه هزینههای خسارت را بر عهده میگیرد (پرداخت میکند).
4
zu + Dativ (tragen zu)
مشارکت کردن، سهمی در موفقیت یا روندی داشتن
- Jeder sollte seinen Teil zum Erfolg tragen.هر کس باید سهم خود را در موفقیت ادا کند.
- Diese Maßnahme trägt zur Verbesserung der Situation bei.این اقدام به بهبود وضعیت کمک میکند.
5
sich + mit + Dativ (tragen)
فکر، نقشه یا قدی را در سر داشتن و به طور جدی درباره آن تأمل کردن (به صورت انعکاسی)
- Er trägt sich mit dem Gedanken, auszuwandern.او در فکر مهاجرت است.
- Sie trägt sich mit dem Plan, ein eigenes Geschäft zu eröffnen.او قصد دارد یک کسب و کار خودش را راهاندازی کند.
6
etwas (Akkusativ) tragen / intransitiv
میوه دادن، محصول دادن (در مورد درخت، گیاه یا زمین) یا سودآور بودن (سرمایهگذاری)
- Der Apfelbaum trägt in diesem Jahr viele Früchte.درخت سیب امسال میوههای زیادی داده است.
- Das Projekt beginnt endlich, Früchte zu tragen.این پروژه بالاخره شروع به ثمر دادن کرده است.