Partizip II
رانده شده، هدایت شده
معانی و تعاریف getrieben:
- کسی یا چیزی را به جلو هل دادن یا هدایت کردن، اغلب با استفاده از نیرو یا فشار؛ همچنین به معنای وادار کردن کسی به انجام کاری.
- فعالیت کردن یا انجام دادن کاری، به ویژه در زمینههای تجاری، علمی یا هنری.
جملات نمونه برای getrieben:
Der unermüdliche Ehrgeiz trieb ihn an, seine Ziele trotz aller Hindernisse zu verfolgen.
جاهطلبی بیوقفه او را وادار میکرد که اهدافش را علیرغم تمام موانع دنبال کند.
Die Strömung trieb das kleine Boot unaufhaltsam auf das offene Meer hinaus.
جریان، قایق کوچک را به طور غیرقابل توقفی به سمت دریای آزاد میراند.
Das Unternehmen treibt die Forschung im Bereich der künstlichen Intelligenz mit großem Erfolg voran.
این شرکت تحقیقات در زمینه هوش مصنوعی را با موفقیت زیادی پیش میبرد.