getriebenen

Aussprache: /ɡəˈtriːbənən/
Wortzerlegung: ge·trie·be·nen
Deklinierte Form

رانده شده، تحت فشار، مکانیزه (صفت نسبی)

Bedeutungen

1 Akkusativ (با اشاره به شخص یا گروه)

تحت فشار شدید یا اجبار قرار گرفتن، به ویژه در موقعیت‌های دشوار یا استرس‌زا.

  • Die Flüchtlinge wurden von Krieg und Verfolgung in unbekannte Länder getrieben.پناهندگان توسط جنگ و آزار و اذیت به سرزمین‌های ناشناخته رانده شدند.
  • Er fühlte sich von seinen Ambitionen zu Höchstleistungen getrieben.او احساس می‌کرد که جاه‌طلبی‌هایش او را به سوی دستیابی به بالاترین موفقیت‌ها سوق می‌دهد.
2 Akkusativ (با اشاره به عامل محرک)

هدایت یا کنترل شدن توسط یک نیروی قوی، انگیزه یا عامل خارجی.

  • Die Wirtschaft wurde von einer Welle des Optimismus getrieben.اقتصاد توسط موجی از خوش‌بینی هدایت می‌شد.
  • Seine Entscheidungen wurden von einem tiefen Gerechtigkeitssinn getrieben.تصمیمات او از حس عمیق عدالت‌خواهی نشأت می‌گرفت.