getriebenen
رانده شده، تحت فشار، مکانیزه (صفت نسبی)
Bedeutungen
1
Akkusativ (با اشاره به شخص یا گروه)
تحت فشار شدید یا اجبار قرار گرفتن، به ویژه در موقعیتهای دشوار یا استرسزا.
- Die Flüchtlinge wurden von Krieg und Verfolgung in unbekannte Länder getrieben.پناهندگان توسط جنگ و آزار و اذیت به سرزمینهای ناشناخته رانده شدند.
- Er fühlte sich von seinen Ambitionen zu Höchstleistungen getrieben.او احساس میکرد که جاهطلبیهایش او را به سوی دستیابی به بالاترین موفقیتها سوق میدهد.
2
Akkusativ (با اشاره به عامل محرک)
هدایت یا کنترل شدن توسط یک نیروی قوی، انگیزه یا عامل خارجی.
- Die Wirtschaft wurde von einer Welle des Optimismus getrieben.اقتصاد توسط موجی از خوشبینی هدایت میشد.
- Seine Entscheidungen wurden von einem tiefen Gerechtigkeitssinn getrieben.تصمیمات او از حس عمیق عدالتخواهی نشأت میگرفت.