getriggerten

Aussprache: /ɡəˈtʁɪɡɐtən/
Wortzerlegung: get·rig·ger·ten
Deklinierte Form

فعال شده، برانگیخته شده، تحریک شده (صفت)

Bedeutungen

1 Akkusativ

اشاره به فعال شدن یا برانگیخته شدن یک واکنش، احساس یا فرآیند، به ویژه در زمینه‌های روانشناختی، فنی یا نظامی، که اغلب به صورت ناگهانی و غیرمنتظره رخ می‌دهد.

  • Der plötzliche Lärm hat den traumatisierten Soldaten stark getriggert.صدای ناگهانی سرباز آسیب‌دیده روانی را به شدت تحریک کرد.
  • Die kontroverse Aussage des Politikers hat eine Welle der Empörung in der Öffentlichkeit getriggert.اظهارات بحث‌برانگیز سیاستمدار موجی از خشم را در میان عموم برانگیخت.