getriggerten
فعال شده، برانگیخته شده، تحریک شده (صفت)
Bedeutungen
1
Akkusativ
اشاره به فعال شدن یا برانگیخته شدن یک واکنش، احساس یا فرآیند، به ویژه در زمینههای روانشناختی، فنی یا نظامی، که اغلب به صورت ناگهانی و غیرمنتظره رخ میدهد.
- Der plötzliche Lärm hat den traumatisierten Soldaten stark getriggert.صدای ناگهانی سرباز آسیبدیده روانی را به شدت تحریک کرد.
- Die kontroverse Aussage des Politikers hat eine Welle der Empörung in der Öffentlichkeit getriggert.اظهارات بحثبرانگیز سیاستمدار موجی از خشم را در میان عموم برانگیخت.