trotzen

Aussprache: /ˈtʁɔt͡sn̩/
Wortzerlegung: trot·zen
فعل

مقاومت کردن، سرکشی کردن

Beispiele

  • Ich ''trotze'' dem Wetter.من در برابر آب و هوا مقاومت می‌کنم.
  • Das Kind ''trotzt'' und will sein Zimmer nicht aufräumen.کودک سرکشی می‌کند و نمی‌خواهد اتاقش را مرتب کند.

Bedeutungen

1 Dativ

مقاومت کردن، سرپیچی کردن، نافرمانی کردن (در برابر چیزی).

  • Er trotzt allen Gefahren und geht seinen Weg.او در برابر همه خطرات مقاومت می‌کند و راه خود را می‌رود.
  • Das kleine Dorf trotzte dem Sturm.روستای کوچک در برابر طوفان مقاومت کرد.
2 intransitiv

لجبازی کردن، سرسختی نشان دادن، نافرمانی کردن.

  • Das Kind trotzte und wollte sein Spielzeug nicht teilen.کودک لجبازی کرد و نمی‌خواست اسباب‌بازی‌اش را تقسیم کند.
  • Sie trotzt, wenn man ihr etwas verbietet.او وقتی چیزی را به او ممنوع می‌کنند، لجبازی می‌کند.