währen
ادامه داشتن، طول کشیدن، پایدار بودن
Beispiele
- Es wird einige Zeit ''währen,'' bis die Wunde verheilt ist.مدتی طول خواهد کشید تا زخم التیام یابد.
- Es hat lange ''gewährt,'' bis die Wunde verheilt war.خیلی طول کشید تا زخم التیام یافت.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
برای مدت زمانی ادامه یافتن یا پایدار بودن (بسیار رسمی).
- Der Frieden möge ewig währen.باشد که صلح جاودانه بماند.
- Die Verhandlungen währten mehrere Stunden.مذاکرات چندین ساعت به طول انجامید.