gewärtigen
انتظار داشتن، پیشبینی کردن (چیزی ناخوشایند)
Beispiele
- Mieschbühler hat in der Schweiz keine Nachteile zu ''gewärtigen'', wenn er in Chiavari nicht an der Friedensrichterverhandlung teilnimmt.میشبوهلر در سوئیس هیچ ضرری را متحمل نخواهد شد، اگر در جلسه دادگاه صلح در کیاواری شرکت نکند.
- Zunächst hat Sigel bittere Niederlagen zu ''gewärtigen''.در ابتدا، سیگل باید انتظار شکستهای تلخی را داشته باشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
انتظار چیزی را داشتن، چشم به راه چیزی بودن (رسمی، ادبی)
- Wir gewärtigen Ihre baldige Antwort.ما منتظر پاسخ سریع شما هستیم.
- Er gewärtigte eine schwierige Zeit.او انتظار یک دوره دشوار را داشت.