wässern
آب دادن، خیساندن
Beispiele
- Vor dem Gebrauch muss die Gelatine ''gewässert'' werden.قبل از استفاده، ژلاتین باید خیسانده شود.
- Man sollte den Boden immer ausreichend ''wässern,'' damit die Pflanzen nicht welken.همیشه باید به اندازه کافی به خاک آب داد تا گیاهان پژمرده نشوند.
- Die Pflanzen müssen zum Schluss gut ''gewässert'' werden, damit sie anwachsen können.گیاهان باید در پایان به خوبی آبیاری شوند تا بتوانند رشد کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به گیاهان آب دادن، آبیاری کردن
- Ich muss die Blumen wässern.من باید به گلها آب بدهم.
- Der Gärtner wässert den Rasen jeden Morgen.باغبان هر روز صبح چمن را آبیاری میکند.
2
Akkusativ
چیزی را در آب قرار دادن تا نرم شود یا نمک آن از بین برود، خیساندن
- Man sollte die Bohnen über Nacht wässern.باید لوبیاها را یک شب خیساند.
- Sie wässerte den Fisch, um das Salz zu entfernen.او ماهی را خیساند تا نمک آن را از بین ببرد.