gewölbt
قوسدار، خمیده، گنبدی، طاقدار
Bedeutungen
1
دارای انحنا یا قوس؛ خمیده به سمت بالا یا بیرون.
- Die Brücke hat ein elegantes, gewölbtes Design.این پل طرحی زیبا و قوسدار دارد.
- Der Himmel war heute Morgen leicht gewölbt.آسمان امروز صبح کمی خمیده به نظر میرسید.
- Die gewölbte Decke des alten Gebäudes ist beeindruckend.سقف گنبدی ساختمان قدیمی چشمگیر است.
2
شکل گرفته به صورت طاق یا گنبد؛ دارای ساختار قوسی.
- Die Kathedrale hat ein großes, gewölbtes Dach.این کلیسای جامع سقفی بزرگ و گنبدی دارد.
- Der Tunnel ist unterirdisch und hat eine gewölbte Form.تونل زیرزمینی است و شکلی قوسی دارد.
- Die gewölbte Oberfläche des Tisches war aus Marmor.سطح خمیده میز از مرمر بود.