abgewinnen

Aussprache: /ˈapɡəˌvɪnən/
Worttrennung: ab·ge·win·nen
فعل

نکته مثبت یافتن در، بردن از (حریف/رقابت)

Bedeutungen

1 Dativ (Sache) + Akkusativ (etwas/nichts)

از یک وضعیت، پیشنهاد یا موضوعی، جنبه مثبت، فایده یا لذتی دریافت/استخراج کردن (بیشتر با etwas / nichts).

  • Ich kann dieser Situation nichts Positives abgewinnen.من نمی‌توانم هیچ جنبه مثبتی از این وضعیت برداشت کنم.
  • Er versuchte, der langen Reise etwas Gutes abzugewinnen.او سعی کرد از سفر طولانی نکته مثبتی برداشت کند.
2 Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

در رقابت یا بازی، امتیاز، پیروزی یا سرمایه‌ای را از حریف ستاندن و برنده شدن.

  • Die Heimmannschaft konnte dem Favoriten noch einen Punkt abgewinnen.تیم میزبان توانست یک امتیاز دیگر از تیم محبوب کسب کند.
  • Sie hat ihrem Gegner im Schach einen wichtigen Sieg abgerungen.او یک پیروزی مهم را از حریفش در شطرنج گرفت.