gewalttätig
خشن، پرخاشگر، اهل اعمال زور
Bedeutungen
1
تمایل به استفاده از خشونت فیزیکی یا پرخاشگری؛ خشن و ستیزهجو.
- Der Täter war für seine gewalttätigen Übergriffe bekannt.مهاجم به خاطر حملات خشونتآمیزش شناخته شده بود.
- Gewalttätige Auseinandersetzungen führten zu Verletzungen.درگیریهای خشونتآمیز منجر به جراحات شد.
- Er wurde wegen seines gewalttätigen Verhaltens verhaftet.او به دلیل رفتار خشونتآمیزش دستگیر شد.
2
به شدت آسیبرسان یا مخرب (گاهی اوقات به صورت اغراقآمیز).
- Die chemische Reaktion war extrem gewalttätig.واکنش شیمیایی به شدت شدید بود.
- Ein gewalttätiger Sturm zog über die Stadt.یک طوفان شدید از روی شهر گذشت.
- Die Explosion war gewalttätig und zerstörte das Gebäude.انفجار شدید بود و ساختمان را ویران کرد.