zurückgewinnen

Aussprache: /tsuˈrʏkɡəˌvɪnən/
Worttrennung: zu·rück·ge·win·nen
فعل

بازپس گرفتن، دوباره به دست آوردن، بازیابی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ aus + Dativ)

بازپس گرفتن یا دوباره به دست آوردن زمین، سرزمین یا مواد از دست‌رفته (معمولاً از طریق تلاش یا جنگ).

  • Die Armee kämpfte, um das verlorene Territorium zurückzugewinnen.ارتش برای بازپس‌گیری سرزمین از دست رفته می‌جنگید.
  • Sie hoffen, die wertvollen Rohstoffe aus dem Abfall zurückzugewinnen.آنها امیدوارند مواد خام ارزشمند را از زباله بازیابی کنند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas zurückgewinnen)

دوباره جلب کردن، احیا نمودن یا به دست آوردن امور معنوی یا سلامتی (مانند اعتماد، سلامتی، آرامش یا قدرت).

  • Nach der Krankheit musste er seine Kräfte erst zurückgewinnen.او پس از بیماری ابتدا باید توانایی‌هایش را دوباره به دست می‌آورد.
  • Es dauerte lange, bis er das Vertrauen der Kunden zurückgewinnen konnte.مدت زیادی طول کشید تا او توانست اعتماد مشتریان را دوباره جلب کند.