صفت
زیرک، باهوش، کارکشته، حیلهگر
جملات نمونه برای gewieft:
Der ''gewiefte'' Vertreter drehte ihnen noch eine Versicherung an.
نماینده کارکشته یک بیمه دیگر هم به آنها فروخت.
„Aber auch, weil die Steffi Strauss so eine ''gewiefte'' Geschäftsfrau war.“
«اما همچنین به این دلیل که استفانی اشتراوس یک زن تاجر بسیار زیرک بود.»