willigen
رضایت دادن، موافقت کردن
Beispiele
- Er ''willigte'' in den Abzug der spanischen Truppen, versprach Amnestie und beschwor die alten Privilegien.او با خروج نیروهای اسپانیایی موافقت کرد، عفو عمومی وعده داد و امتیازات قدیمی را تأیید کرد.
Bedeutungen
1
(ohne Objekt / zu + Dativ)
رضایت دادن، موافقت کردن، مایل بودن (این فعل به تنهایی کمتر و بیشتر در متون رسمی یا قدیمی به کار میرود؛ شکل رایجتر آن "einwilligen" یا "gewillt sein" است).
- Wenn er willigt, können wir beginnen.اگر او رضایت دهد، میتوانیم شروع کنیم.
- Sie willigte zu dem Vorschlag.او با پیشنهاد موافقت کرد.