willigen

Aussprache: /ˈvɪlɪɡn̩/
Wortzerlegung: wil·li·gen
فعل

رضایت دادن، موافقت کردن

Beispiele

  • Er ''willigte'' in den Abzug der spanischen Truppen, versprach Amnestie und beschwor die alten Privilegien.او با خروج نیروهای اسپانیایی موافقت کرد، عفو عمومی وعده داد و امتیازات قدیمی را تأیید کرد.

Bedeutungen

1 (ohne Objekt / zu + Dativ)

رضایت دادن، موافقت کردن، مایل بودن (این فعل به تنهایی کمتر و بیشتر در متون رسمی یا قدیمی به کار می‌رود؛ شکل رایج‌تر آن "einwilligen" یا "gewillt sein" است).

  • Wenn er willigt, können wir beginnen.اگر او رضایت دهد، می‌توانیم شروع کنیم.
  • Sie willigte zu dem Vorschlag.او با پیشنهاد موافقت کرد.