gewimmten

Aussprache: /ɡəˈvɪmtən/
Wortzerlegung: ge·wimm·ten
Deklinierte Form

پیچیده شده، بافته شده

Bedeutungen

1 von + Dativ یا mit + Dativ

پر بودن از موجودات زنده یا اشیاء متحرک که به طور مداوم در حال جنب و جوش و حرکت هستند؛ موج زدن.

  • Der Teich gewimmelt von kleinen Fischen, die im klaren Wasser schwammen.برکه از ماهی‌های کوچکی که در آب زلال شنا می‌کردند، موج می‌زد.
  • Die Wiese gewimmelt von Insekten, die in der warmen Sonne summten.چمنزار از حشراتی که در آفتاب گرم وزوز می‌کردند، پر بود.
2 von + Dativ یا mit + Dativ

به طور مجازی، پر بودن از تعداد زیادی از افراد یا چیزها که در حال حرکت یا فعالیت هستند؛ شلوغ بودن.

  • Die Stadt gewimmelt von Menschen, die sich auf den bevorstehenden Feiertag vorbereiteten.شهر مملو از مردمی بود که خود را برای تعطیلات پیش رو آماده می‌کردند.
  • Das Buch gewimmelt von komplexen Metaphern und literarischen Anspielungen.کتاب مملو از استعاره‌های پیچیده و اشارات ادبی بود.