zurückgewinnen
بازپس گرفتن، دوباره به دست آوردن، بازیابی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ aus + Dativ)
بازپس گرفتن یا دوباره به دست آوردن زمین، سرزمین یا مواد از دسترفته (معمولاً از طریق تلاش یا جنگ).
- Die Armee kämpfte, um das verlorene Territorium zurückzugewinnen.ارتش برای بازپسگیری سرزمین از دست رفته میجنگید.
- Sie hoffen, die wertvollen Rohstoffe aus dem Abfall zurückzugewinnen.آنها امیدوارند مواد خام ارزشمند را از زباله بازیابی کنند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas zurückgewinnen)
دوباره جلب کردن، احیا نمودن یا به دست آوردن امور معنوی یا سلامتی (مانند اعتماد، سلامتی، آرامش یا قدرت).
- Nach der Krankheit musste er seine Kräfte erst zurückgewinnen.او پس از بیماری ابتدا باید تواناییهایش را دوباره به دست میآورد.
- Es dauerte lange, bis er das Vertrauen der Kunden zurückgewinnen konnte.مدت زیادی طول کشید تا او توانست اعتماد مشتریان را دوباره جلب کند.