gewinnen

Aussprache: /ɡəˈvɪnən/
Wortzerlegung: ge·win·nen
فعل

برنده شدن، پیروز شدن، به دست آوردن

Beispiele

  • Mit Aufregung ''gewinnt'' man die Prozesse nicht, laß auch meine praktischen Erfahrungen ein wenig gelten, so wie ich deine, selbst wenn sie mich überraschen, immer und auch jetzt sehr achte.با هیجان و آشفتگی نمی‌توان در دادگاه‌ها پیروز شد، بگذار تجربیات عملی من نیز کمی اعتبار داشته باشند، همان‌طور که من تجربیات تو را، حتی اگر مرا غافلگیر کنند، همیشه و هم‌اکنون نیز بسیار ارج می‌نهم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

در مسابقه، بازی یا قرعه‌کشی پیروز شدن یا جایزه بردن

  • Wer hat das Spiel gewonnen?چه کسی بازی را برد؟
  • Sie hat im Lotto gewonnen.او در لاتاری برنده شد.
2 Akkusativ

چیزی را به دست آوردن، کسب کردن (مانند تجربه، بینش، زمان)

  • Man kann aus Fehlern viel Erfahrung gewinnen.می‌توان از اشتباهات تجربه زیادی کسب کرد.
  • Wir müssen Zeit gewinnen, um die Aufgabe zu erledigen.ما باید زمان بخریم تا کار را انجام دهیم.
3 Akkusativ (aus + Dativ)

استخراج کردن، به دست آوردن (مانند مواد خام، منابع)

  • In dieser Region wird viel Kohle gewonnen.در این منطقه زغال سنگ زیادی استخراج می‌شود.
  • Aus den Trauben wird Wein gewonnen.از انگور شراب به دست می‌آید.