gewissenlos

Aussprache: /ɡəˈvɪsn̩ˌloːs/
Worttrennung: ge·wis·sen·los
صفت

بی‌وجدان، بی‌پروا، بی‌ملاحظه

Bedeutungen

1

فاقد وجدان، اصول اخلاقی یا احساس مسئولیت؛ کسی که بدون توجه به پیامدهای اعمالش برای دیگران، به دنبال منافع خود است.

  • Der gewissenlose Geschäftsmann betrog seine Kunden.آن تاجر بی‌وجدان مشتریانش را فریب داد.
  • Er handelte gewissenlos, um an die Macht zu kommen.او برای رسیدن به قدرت بی‌ملاحظه عمل کرد.
  • Die Zeitung deckte die gewissenlosen Praktiken des Unternehmens auf.روزنامه اقدامات بی‌پروا و غیراخلاقی شرکت را فاش کرد.