فعل
رعد و برق زدن، طوفانی شدن
معانی و تعاریف gewittern:
- (فعل غیرشخصی) رعد و برق و طوفان رخ دادن
جملات نمونه برای gewittern:
Obwohl es draußen ''gewitterte,'' ging er spazieren.
اگرچه بیرون رعد و برق میزد، او به پیادهروی رفت.
Es gewittert schon den ganzen Nachmittag.
تمام بعدازظهر رعد و برق میزند.
Morgen soll es gewittern.
قرار است فردا رعد و برق بزند.