صفت
باتجربه و زیرک شده / آبدیده شده
جملات نمونه برای gewitzigt:
„Und beim Gute-Nachtsagen gab sie ihm nie die Hand. Vermutlich hatten die Erfahrungen mit anderen Amerikanern sie ''gewitzigt.''“
«و هنگام شببخیر گفتن، هرگز دستش را به او نداد. احتمالاً تجربیاتش با آمریکاییهای دیگر او را باتجربه و زیرک کرده بود.»